شهر هوشمند امروزه بهعنوان یک راهکار اصلی برای برونرفت از مشکلات و دستیابی به راهحلهای مؤثر در مقابل مشکلات شهری همواره مدنظر مدیران شهر است. اما گاهی همین موضوع نیز خود به دغدغهای برای مدیران شهری تبدیل میشود زیرا در شهرهایی که از الکترونیکیشدن بهسوی هوشمندی حرکت خود را آغاز کردهاند همواره رکنی اساسی به نام شهروند وجود دارد که بهدلایل مختلف همچون اعتمادنداشتن به فناوری، ناآشنایی با ظرفیتهای موجود در این عرصه یا حتی ناآشنایی با ابزارها یا نبود فرهنگسازی مناسب، سیستم را با مقاومت روبهرو میکند.
این مقاومت که بعضاً ناخواسته نیز شکل میگیرد ضریب موفقیت را کاهش داده و عملا خود به مشکلی اساسی برای شهرها تبدیل میشود. از یکسو زیرساختها فراهم شده است اما بهرهبرداری از آنها توسط ذینفعان اصلی که همانا شهروندان هستند انجام نمیشود و فعالیت به شکل سنتی کماکان تبدیل به راهحل اصلی در شهر میشود.
اما در شهرهای هوشمند که مراحل اولیه انتقال از شهر الکترونیک به شهر هوشمند را طی کردهاند این ارتباط با شکل بهتر و سرعت بیشتری انجام میشود چرا که شهروندان به شهروندی با پسوند هوشمند تبدیل شدهاند و راحتی و آسایش در زندگی خود را با استفاده از این ابزارهای شهر هوشمند جستوجو میکنند.
در این شهرها برای شهروند امکان تعامل دوجانبه با ارائهدهندگان خدمات در شهر فراهم شده است و شهروند خود با استفاده از حداقل فناوریهای موجود از خدمات متنوع بهرهمند میشوند. در این شهرها مشکلات بهسادگی گرفتن یک عکس از یک معضل شهری به مدیران شهر و ارائهدهندگان خدمات منتقل میشود و مدیریت شهری با تمرکز بر روی این مشکلات و حل ساده آنها سطح رضایتمندی را افزایش میدهد. در بعضی از این شهرها این تعامل با یک مکالمه هوشمند ازسوی شهروندان امکانپذیر میشود کما اینکه نباید از پورتالها نیز بهسادگی عبور کرد. چرا که هنوز این وبسایتها جایگاه ویژهای در بین مردم دارند و عامل ارتباطی خوبی محسوب میشوند. استفاده از ایدهها و دریافت پیشنهادهای شهروندان نیز از همین روشها و بهسادگی انجامشدنی است. در این شهرها زمانبندی و برنامهریزی حرف اول را میزند و شهروندان برای حرکت درشهر نیازمند زمانبندی دقیق در حمل و نقل شهر هستند، این موضوع با بهکارگیری فناوری در حوزه فناوری اطلاعات و با راهاندازی نقشههای آنلاین شهر و ترافیک دقیق شهری انجامشدنی است. در این شهرها با در هم آمیختن فناوری اطلاعات و اینترنت اشیا خدمات متنوع در حوزههای مختلف همچون سیستمهای حمل و نقل شهری، اطلاعیابی مکانهای شهری، توسعه شبکه آبرسانی، مدیریت پسماند، مدیریت پرداخت و بسیاری خدمات اجتماعی دیگر انجامشدنی است و این مهم با بهکارگیری حسگرها، مراکز کنترل متمرکز شهری و بسیاری موارد دیگر انجام میشود. در این شهرها مدیریت ارتباط با شهروندان که برگرفته از مدیریت ارتباط با مشتری است به شکل ویژهای اجرایی شده است. مدیران شهری با استفاده از همین فناوریها با شهروندان ارتباط برقرار کرده و با بهرهگیری از نظرات و کسب اطلاع از آنها، خدمات متنوع، متناسب و موردنیاز را به مردم ارائه میدهند.
امروز و در این شهر جدید که شهر هوشمند لقب گرفته است شهروندی زندگی میکند که همواره پسوندی را به همراه خود یدک میکشد که با این پسوند میداند باید اطلاع و آگاهی لازم را کسب کند و ضمن آشنایی با ابزارهای جدید، آموزشهای لازم در بهرهبرداری بهینه از فناوری را به دست آورد. شهروندان در شهر هوشمند میدانند آسایش و رفاه و بهرهگیری از انواع خدمات در سایه مشارکت و همراهی با مدیریت شهر در عرصههای مختلف هوشمندسازی محقق خواهد شد و ساخت آینده شهر برای فرزندان خود و آیندگان منوط به همین موضوع خواهد بود.
در پایان ذکر این نکته ضروری است که تبدیلشدن به شهروند هوشمند نیازمند ایجاد زیرساختها، بسترهای مناسب و برنامههای کاربردی و بهوجود آوردن اعتماد دوطرفه میان شهروندان و مدیران شهری است..
سیدرحمان میرزائیان
مسئول پروژه شهروند هوشمند – روزنامه شهرآرا مورخ ۸ اسفند ۱۳۹۷