چندسالی است در دنیا و براساس تجربه موفقیتها و شکستهای بی شمار شرکتهای مختلف، کارآفرینی سبک و الگوی جدیدی بهخود گرفته است، الگویی که شانس موفقیت کسب و کارهای نوپا را در این محیط به شدت پیچیده و متغیر اقتصادی بیشتر میکند. این الگو یا رویکرد جدید کارآفرینی را رویکرد استارتآپی و به کسب و کارهایی که براساس این مدل ایجاد می شوند و رشد می کنند استارتآپ می گویند. الگویی که در آن پویایی، یادگیری سریع از محیط و توجه بهضرورت خلاقیت، نوآوری و ارزشآفرینی و توسعهپذیری و رشد سریع به عنوان برخی از مهمترین ویژگیهای استارتآپ ها یاد می شود.جالب است بدانیم بهطور متوسط تنها کمتر از 10درصد کسب و کارهای نوپایی که در دنیا ایجاد میشوند میتوانند به حیات خود ادامه دهند و موفق شوند و به عبارت دیگر 90درصد دیگر مبتلا به بیماری هایی هستند که قادر به ادامه حیات نخواهند بود. با توجه به این آمار نگرانکننده به نظر میرسد یکی از مهمترین اقداماتی که کارآفرینان جوان کشور ما برای افزایش شانس موفقیت خود می توانند انجام دهند شناسایی و پرهیز از بیماریهای شایع استارتآپی یا دلایلی است که می تواند موجب ناکامی آن ها در فضای کسب و کار کشور شود.می توان به موارد زیر به عنوان برخی از مهمترین بیماری های شایع استارت آپ ها در ایران اشاره کرد.
لطفا «استارت آپ ساختگی» نباشید: یکی از مهمترین و شایع ترین دلایل موفق نبودن استارتآپها در کشور، تلاش برای راهاندازی یک کسب و کار و ارائه محصول یا خدمتی است که اساسا در بازار نیاز واقعی به آن وجود ندارد! نتیجه این کسب و کارها استقبال نکردن مشتریان و شکست سریع است. تجربه ثابت کرده است میان تصورات آزمون نشده کارآفرینان از نیاز بازار و واقعیت های بازار فاصله های زیادی وجود دارد. به همین دلیل روشن است که یکی از مهمترین اقدامات کارآفرینان در گام های اولیه راهاندازی استارت آپ، آزمودن تناسب و انطباق این فرضیه ها یا تصورات با واقعیت های بازار است.
تیم ناقص استارت آپی: تیم مهمترین سرمایه یک استارتآپ است. هر استارتآپ برای پیادهسازی ایده و اجرایی کردن مدل کسب و کار خود نیازمند دانش، تجربه و مهارتهای مختلف و متنوعی است که باید تا حد امکان آنها را در قالب نقش های مختلف و از طریق انتخاب اعضای تیم(ثابت یا غیر ثابت تیم) مهیا و گردآوری کند. بدیهی است این پیشنیازهای مهارتی متناسب با شرایط در کسب و کارهای مختلف متفاوت است. استارت آپ همانند یک موجود زنده است و اعضای تیم همانند اندام بدن آن هستند و نبود هر عضو میتواند منجر به مرگ یا ناکارایی و رشد آن موجود زنده (استارت آپ) شود. به عنوان مثال؛ ممکن است یک ایده در حوزه تجهیزات یا ماشین آلات کشاورزی حداقل نیازمند تیمی متشکل از مهارت و دانش در حوزه های فنی (مکانیک، الکترونیک، کشاورزی و …) و کسب و کار (مدیریت، بازاریابی و …) باشد.
بیماری «همه را مشتری خود پنداری»: سودای ارائه خدمات و فروش محصول به «همه» یک بیماری خطرناک و متاسفانه شایع در گامهای اول کارآفرینی است. یکی از مهمترین آموزه های رویکرد استارتآپی، تعریف گامهای اولیه کوچک و حرکت گامبهگام به سوی تحقق اهداف بزرگ (و چشمانداز بلند) است.
انتخاب بازار هدف اولیه کوچک و مشخص به طور معجزه آسایی امکان شناخت ویژگیهای بازار هدف، طراحی محصول متناسب تر، اخذ بازخورد و اصلاح مستمر را میسر می کند و در نتیجه نرخ موفقیت شما را در کارآفرینی بالا میبرد. تعریف گام های اولیه کوچک به هیچ عنوان به معنای خلق یک کسب و کار محدود و همیشه کوچک نیست. همانطور که قبلا اشاره شد امکان توسعه پذیری و فتح گام به گام بازارهای مختلف از ویژگی های رویکرد استارت آپی است لیکن این حرکت باید از یک منطقه کوچک و مشخص آغاز شود. شایان ذکر است؛ مطالعه گامهای اولیه و مسیر رشد کسب و کارهای موفق شناخته شده و بزرگ دنیا و ایران نیز به بهترین شکل میزان اثربخشی این موضوع را نشان می دهد. (همچون فروشگاه Amazon یا …)
بیماری عدم تمرکز دوگانه استارت آپی: همان طور که اشاره شد پویایی و اصلاح سریع فرضیه های نادرست کارآفرین، یکی از مهم ترین ویژگی های یک کسب و کار موفق استارت آپی است و این امر به شدت نیازمند اخذ بازخورد مستمر و پیوسته از بازار هدف بوده که بدون هوشیاری و تمرکز امکان پذیر نیست. به عبارت دیگر متاسفانه بخش بزرگی از کسب و کارهای نوپا به دلیل نداشتن تمرکز در همان ابتدای راه قادر به ادامه حیات نیستند و از بین می روند. بیماری عدم تمرکز در استارت آپ ها به دو شکل بروز می کند.
«عدم تمرکز تیمی»: این مشکل ناشی از مشغول بودن اعضای تیم به انجام امور و موضوعات دیگر و فعالیت پاره وقت در این تیم و در نتیجه عدم تمرکز کامل بر کسب و کار نوپای ایجاد شده است. (همانند اشتغال به اداره یک استارت آپ دیگر–کارمندی- و…) در این حالت به احتمال بسیار بالا یک استارت آپ به دلایل مختلف توسط تیم شاغل(پاره وقت) به حاشیه رانده شده یا به عبارتی «حاشیه سپاری» می شود. در نتیجه ضروری است در کنار تعریف و جذب یک تیم مکمل و مناسب از نظر مهارت های مورد نیاز، در ابتدا نقش های اصلی در تیم به صورت تمام وقت درگیر راه اندازی شوند و به مرور دیگر اعضا نیز متناسب با اهمیت نقش خود زمان بیشتری را به راه اندازی این استارت آپ اختصاص دهند.
«عدم تمرکز ارزشی»: دراین حالت به دلیل خلاقیت و ایدهپرداز بودن کارآفرینان یا به واسطه پیشنهادهای مشتریان مختلف و بدون تمرکز بر حل یک مسئله یا مشکل، به طور مدام استارت آپ از حل یک مشکل به حل مشکل دیگر یا پاسخ به درخواست دیگر یک مشتری مهاجرت می کند. در نتیجه پیشنهاد می شود استارت آپ ها تا زمانی که به شکل درست ایده کسب و کار خود و روش تجاری سازی آن را آزمون نکرده و بازخوردهای حداقلی از بازار دریافت نکرده اند (نتیجه اعتبارسنجی) بی هدف از یک ایده به ایده دیگری مهاجرت نکنند و به عبارتی بر یک مسئله و حل آن تمرکز کنند.
لینک به صفحه اصلی :
http://khorasanrazavi.khorasannews.com/newspaper/page/20006/8/206746/0